یکشنبه پانزدهم مهر 1386
نوشته شده توسط علیرضا مجابی در ساعت 13:46 |
لینک
|
شنبه نهم تیر 1386
|
|
امروز با ...
عليرضا مجابى
گروه فرهنگ و هنر - ساير محمدى: «خيلى خوشبختيم خانوم صادقى» رمان جديدى به قلم عليرضا مجابى است كه هفته گذشته از سوى انتشارات روشنگران به بازار آمد. مجابى متولد ۱۳۳۲ كرمانشاه و ليسانس زبان انگليسى پيش از اين مجموعه داستان «جيم داريم تا جيم آقاى كارور» را منتشر كرده بود كه به چاپ سوم رسيد. «گره اى كه باز شد» كتابى براى كودكان را توسط نشر شباويز منتشر كرده است. وى هم اكنون رمانى طنز به نام «خطر آمريكا فورى است» دارد كه براى مجوز چاپ تحويل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى شده است. «مهمانى گل ها» و «قورباغه آوازه خوان» دو كتاب ديگر او براى كودكان و نوجوانان است كه در اختيار ناشر قرار داده است. * آقاى مجابى، دليل استقبال از مجموعه داستان «جيم داريم تا جيم آقاى كارور» چه بود كه ۳ بار تجديد چاپ شده است؟ | واقعيت اين است كه بيشتر نسخه هاى اين كتاب توسط نهادهاى دولتى خريدارى شده است. مثلاً چاپ اول اين كتاب را تماماً هيأت امناى كتابخانه هاى كشور خريدارى كرده بود. چاپ دوم در بازار توزيع شد، چاپ سوم هم البته تعدادى از نسخه هايش هنوز در كتابفروشى ها موجود است. به طور كلى فضاى اين مجموعه داستان، فضاى شهرى بود و به نوعى شخصيت هاى داستان، آدم هاى دور و بر ما بودند، افرادى كه در اين جامعه زندگى مى كنند با تمام دغدغه هايى كه انسان امروز دارد. به همين خاطر با مخاطبان خيلى خوب ارتباط برقرار كرد. * موضوع رمان «خيلى خوشبختيم خانوم صادقى» را مى توانيد توضيح بدهيد؟ | موضوع اين رمان در واقع بحث بلوغ را مطرح مى كند. شخصيت اصلى رمان جوانى است كه در آستانه بلوغ قرار دارد. سؤالاتى كه در ذهن او شكل مى گيرد، تغييرات روحى و جسمى كه در او به وجود مى آيد و بحرانى را كه از سر مى گذراند. متأسفانه اين دسته از افراد نه مى توانند مسائل خود را بدون حجب و حيا با كسى در ميان بگذارند و نه كسى اين فرآيند را به آنها آموزش مى دهد كه چه اتفاقى برايش افتاده است. يك بخش از داستان به مسائل فيزيكى اين مقوله مى پردازد، يك بخش به مسائل روحى و روانى اختصاص دارد. اين جوان به هر جا مراجعه مى كند، به كتابخانه ها و به كتاب هاى درسى هم كه مراجعه مى كند، پاسخى براى اين پرسش هايش نمى يابد، اين داستان در واقع يك نگاه انتقادى به سرى بودن فرآيند بلوغ دارد. فرهنگ رسمى اين شناخت را به افراد نمى دهد و منتقل نمى كند. آموزش خاصى هم در محيط مدرسه و خانه به نوجوانان داده نمى شود. البته لابه لاى داستان بحث هاى اجتماعى و اخلاقى هم به ميان مى آيد. * چگونه از داستان كوتاه به رمان رسيده ايد؟ به خاطر مخاطبان بيشتر رمان؟ | من هم در زمينه داستان كوتاه و هم در زمينه رمان قلم مى زنم. الآن هم يك مجموعه داستان كوتاه آماده كرده ام كه تحويل ناشر داده ام. * در زمينه داستان كودكان آيا به صورت تفنن كار مى كنيد يا در اين حوزه هم جدى و حرفه اى قلم مى زنيد؟ | نوشتن در زمينه ادبيات كودك و نوجوان براى من بيشتر جنبه تفننى دارد. بيشترين تلاشم در حوزه ادبيات، نوشتن داستان و رمان براى بزرگسالان است. منتها به ادبيات كودك و نوجوان هم علاقه مندم. تجاربى در اين زمينه دارم كه گاهى مرا وادار به نوشتن مى كند. * اگر حرف نگفته اى داريد، بفرماييد. | ما مشكلات فراوانى در زمينه داستان كوتاه و رمان داريم. بخشى از اين مشكل به اين بر مى گردد كه نويسندگان ما چندان طرف مخاطب را نمى گيرند. بيشتر در فضاى شخصى و ذهنى خودشان مانده اند. من سعى كردم از اين مرزها عبور بكنم. در آثارى هم كه منتشر كرده ام، تمام تلاش من اين بود كه ساده و راحت بنويسم تا مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار كند. مشكل ديگر نشر كتاب به توزيع بر مى گردد كه همچنان در بر همان پاشنه مى گردد.
| |
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا مجابی در ساعت 22:19 |
لینک
|
شنبه چهاردهم بهمن 1385
نوشته شده توسط علیرضا مجابی در ساعت 20:41 |
لینک
|