|
در سفرم عمو جون...سفری ناخواسته که خدا رو شکر سفر آخرت نیست ولی کمتر از آن هم نیست...ورود به دنیایی دیگر با مختصات دیگر. چند و چونش بماند چون با سانتی مالیزم در هر لباسی مخالفم ... همین قدر بدونید که هاوم لسم عمو جون. دربدر کوچه ها و خیابونا و کافی شاپ ها...که خودش عالمی داره ! از همه ی دوستان و بازدید کنندگان نازنینم پوزش می طلبم به خاطر وضع موجود که ناخواسته و از سر اجبار برایم پیش آمده است، ولی برمی گردم ...بزودی با دست پر ؟؟؟!!! به قول دوستی عزیز خلاف قاعده ی بازی حرکت کردن همین است عمو جون و همه جور عوامل پنهان و آشکار استبداد دست در دست هم پدر آدم را درمی آورند تا به میل و خواسته ی آنها تن بدهی و فردیت خودت را حاشا کنی .(منظورم استبداد ساختاری و از نوع خانگی آن است عمو جون.) روی گل شماها رو می بوسم و بزودی از اتاق محل استقرار خودم(اتاقی از آن خود) برایتان می نویسم ... فول تایم این دفعه عمو جون! به امید دیدار. |
