تبليغاتX
عکس فوری! ... کافه طنز
:داستانها... و نگاه فوری برقی علیرضا مجابی به ادبیات و هنر

من نه یعقوب یادعلی را می شناسم و نه کتابش را خوانده­ام.( آداب بی قراری در کتابفروشی ها موجود نیست) از بسیاری از جایزه بده ها هم دل خوشی ندارم (چون اغلب مرده شورهایی هستند که بهشت و جهنم اثر ادبی برایشان فرقی ندارد و با ادبیات مدنی مثل خیلی چیزهای مدنی دیگر بیگانه­اند!!!) همچنین عضو هیچ کانون و محفل حزبی و انقلابی هم ( نه مخملی و نه سنگ پایی!!!) نیستم.(اغلب انقلاب های تاریخ دیری نگذشته است که به گورستان وعده های خود بدل شده­اند) ولی یک چیز را خوب می دانم، نویسنده(اگر کارش را خوب بلد باشد) شکارچی رویاست!(کابوسها هم رویاهای باژگونه ی نویسنده اند) و نه چیزی بیشتر و اثر ادبی یک آرزو ست و نه واقعیت! هیچ رویایی را نه می شود گرفت و نه به بند کشید. رویاها و کابوس های یک نویسنده، تخیلات تلخ و شیرینی است که بسیار بعید است تحقق پیدا بکند.(اگر هم کرد، یک خواست انسانی است و آسمان به زمین نیآمده است) تعقیب رویاهای نویسنده، تعقیب آرزوهای اوست و از منظر مدنی یک تجاوز فکریست! نویسنده ها را به حال خود بگذارید و نگران چیزی نباشید، آنها نه به مال دنیا چشم دوخته­اند و نه به حساب و کتاب آخرت!(حساب و کتاب دنیا و آخرت مال کسانی است که چیزی در کیسه اندوخته­اند!) نویسنده آفریننده­ی زیبائیست و چیزی به جز قلم و کاغذ در دست ندارد. قلم و کاغذ را می شود از او گرفت، ولی رویاهایش را هرگز.هیچ رویایی قابل تعقیب نیست!

         

نوشته شده توسط علیرضا مجابی در ساعت 10:58 | لینک  |